محمد مهدى ملايرى

360

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

31 . زيركى نمايندهء قضاء مبرم است . و چون پادشاه مستبد به راى باشد راههاى خرد بر او پوشيده ماند . « 21 » 32 . بر شنونده روا نيست كه گوينده‌اى را به دروغ متهم سازد مگر در سه چيز كه حقيقت ندارند . يكى اينكه نادان بر رنج مصيبت شكيبا باشد ، و ديگر آنكه خردمند كسى را كه به وى نيكى كرده دشمن شمارد ، و سه ديگر آنكه مادر شوهرى عروس خود را دوست بدارد . « 22 » 33 . سه چيز است كه فساد آنها به هيچ حيلتى به صلاح نپيوندد : دشمنى بين نزديكان ، و حسدورزى بين همگنان ، و سبك‌سرى در پادشاهان . 34 . و سه چيز است كه صلاح آنها با هيچ افسونى به فساد تبديل نشود : عبادت عالمان ، عبارت عربى : العباده فى العلماء . در جاودان خرد فارسى اين جمله به « ملكه و عادت نيكى كه در طبع دانايان بود » معنى شده ( ص 33 ) و اين ناشى از غلطخوانى جمله است به صورت « العادة فى العلماء » . و قناعت روشن‌بينان ، و سخاوت بزرگ‌منشان . « 23 » 35 . و سه چيز است كه از آنها سيرى نيست : عافيت ، و زندگى ، و مال . « 24 » 36 . چون درد از آسمان باشد دارو بىاثر گردد ، و چون آفريدگار مقدر سازد چاره‌جويى آفريدگان بىثمر شود . چه خوب دارويى است اجل و چه بد دردى است آرزو . « 25 »

--> ( 21 ) . دولت قضا را چون رسولى است . [ عبارت عربى در نسخه چاپ شده « و الدهاء رسول القضاء المبرم » است به همان معنى كه در متن ترجمه شده ، ولى در يك نسخه از كتاب عبارت چنين است : « و الدولة رسول القضاء المبرم » كه ترجمهء آن همين است كه در خردنامه آمده ] . مردم چون براى خود معجب گردد ، صواب ديدن بر وى پوشيده گردد ، و به هيچ نوع مصالح نشناسد . ( 22 ) . حرام است بر شنونده گوينده را به دروغ زن داشتن مگر به سه سخن : يكى شكيبائى كردن جاهل بر درد مصيبت ، ديگر خردمندى كه به جاى دشمن خود نيكوى كند ، سيم مادرشوى كه زن پسر را دوست دارد . [ عبارت عربى اين جمله اخير اين است « و حماة الحبت كنة » و ترجمهء فارسى آن همان است كه در متن و در خردنامه ذكر شده . در جاودان خرد فارسى بدين‌گونه ترجمه شده « سيوم آنكه گويد : حامى و نگهبانى كسى از او پنهان شده » و اين غلط است و شايد ناشى از اشتباهى است كه مترجم در معنى حماة و كنة نموده و حماة را به معنى حامى دانسته و كنة را هم از كنه شمرده و آن را پنهان شده معنى كرده است ( ص 32 و 33 ) ] . ( 23 ) . شمارهء 33 و 34 در خردنامه نيست . ( 24 ) . سه چيز است كه كس از آن سير نشود : زندگانى و عافيت و خواسته . ( 25 ) . چون بيمارى آسمانى بيايد ، داروى زمينى سود ندارد . نيك دارويى است اجل و بد بيمارى